تبليغاتX
هنوز اول راهم

پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1383

چقدر خوبه اینجا..هیچ کس ادمو نمیبینه..

راحت..هر چی دوست داشته باشی مینویسی...خوبه..

 

دوستت دارم ای وبلاگ خوب من...

نوشته شده توسط فاطمه در 23:57 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1383

چقدر دلم گرفته

از دست خودم شاکی ام..

از دست خودم..

خسته ام..

قول میدم بعد میشکونم..

خدایا...یادمه اخرین بار همین جا قول دادم..

حقمه هر بلایی سرم بیاری..حقمه

خدایا

ولی تو تنها کسی هستی که من دارم

تنها کسی که همه دارن..

خدایا اینبار ببخش

برای بار اخر قول میدم..

خواهش میکنمت..

نمیخوام بد باشم

خدایا ..................

 

 

 

دلم گرفته زیاددددددددددد

فقط میخوام گریه کنم..

نمیخوام دیگه هیچ کسی رو دوست داشته باشم

نمیخوام..

دیگه هسچ کسی رو دوست نمیدارم

هیچ کسی رو..

خدایا....

 

 

نوشته شده توسط فاطمه در 8:38 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهاردهم بهمن 1383

دل من گرفته زينجا
هوس سفر نداري


كاش ميدونستم..كاش ميدونستم..
ميدونم يه جيزي هست ..

نفهميدن و زدن به نفهميدين خيلي خوبه..

كاش تو اين موقعيت..
نميدونم..
شايد بهترين همين باشه
هيمني كه پيش اومده
ولي ذهنم نميشه راست و ريست بشه..
نميشه

خدايا شكرت..
خيلي باحالي..خيلي زياد
دلم ميخواد بهت چرت و پرت بگم..
ولي چكنم كه نميشه
دوستت دارم خدا جون من..
دوستت دارمممممممم
بي خيال ميشم..بي خيال..

سعي ميكنم..


ولي يه چيزي ..احساس ميكنم مسخره شدم..مسخره..

 

براي همه چي ..براي همه چي..ممنون..
ممنون
ممنون
ممنون

 

ميخوام فكر كنم چيزي رو از دست ندادم..
ولي نميشه..
اينبار براي از دست دادن خيلي چيزها بود..خيلي ..خيلي...
ولي هر كسي حقي داره براي زندگي خودش
................
...............
خدايا خدايش خيلي خودخواهي..
هر كار دوست داري انجام ميدي

دوستت دارم..خداييي ديگه..

 

نوشته شده توسط فاطمه در 0:14 |  لینک ثابت   • 

شنبه دهم بهمن 1383

چه حس بدي دارم
خدايااااااااااااااااااا
اه..به خدا ناشكري نميكنم
خودت كه داري ميبيني همش تقصير خودته..
من كه چيزي نميخوام
من قبول دارم..حق با من نيست
ولي الان چي؟
توقع زيادي اينكه دلم ميخواد بهم توجه كنه
فكرش با منه الان ميدونم
ولي خودش؟؟؟؟؟؟؟؟
اه...
خدايااااااااااااااا
اذيتم ميكني؟
خوب منو ببر پيش خودت..چي ميشه؟
اونجا اقلا از دست اين ادما راحتم..فوقش اينه كه ميدونم داري كيفرم ميكني..
ولي اينجا
نميشه كه ازت توقع كيفر داشت
اينجا ادم ازت توقع كمك داره..
اينجا بايد همراهم باشي..

خدا جون..
بگووووووووووووووووو
اه...دلم  ميخواد بميرم..
خداااااااااااااااااااااا
چيكار كنم؟
چيكار؟؟؟؟؟

 

نوشته شده توسط فاطمه در 0:30 |  لینک ثابت   • 

جمعه نهم بهمن 1383

من بیدار..

امشب دیگه به خواست خودم نبود

برای دوست جون خوشگلم بود..والا الان خواب بودم..چون یه موقعی خوابم گرفته بود زیاد..

 

اینجا راحت و دنج...من دوستش دارم..بی صدا..اروم..

روز خوبی داشتم..

بیکار و راحت..خیلی خوب بود..

زندگی بر وفق مراد بود..

خدایا باید شکرت کنم به خاطر همه داده ها و نداده هات..

به خاطر همه چیز های خوبی که به من دادی..

برای همه چی..

یکی میگفت طلب کار بیام در خونه ات..

باور کنم هر کاری کردم نتونستم..دیدم اینقدر بهم دادی که  نمیتونم طلب زیادی داشته باشم

و البته یه چیزی که منو مجبور میکنه نتومنم طلبکارانه نگاهت کنم اشتباهیه که کردم..

لعنت...

لعنت..

خدا جونم..تو از مادرم مهربون تری ...مگه نه؟

تو منو میبخشی؟

اونوقت بنده ات چی؟

اونم منو میبخشه؟

نمیتونم ازش بخشش بخوام..چون نمیتونم بهش بگم..

خدایااااااااااااااااااااااااااااا

 

 

خدایااااااااااااااااااااا

برای همه فرشته هایی که برام میفرستی ممنون

این یکی واقعا فرشته بود..

یه فرشته..

میدونم خودت فرستادی..

خدایااااااا

دوستت دارم زیاد

ازت ممنون

من قسم خوردم که اخرین بار باشه..

قسم من تنها کافی نبود..هیچ وقت..

و اینبار او هم قسم خورد..

او هم قول داد..

و من از این قول سرشار شوقم..

دوستش دارم چون میدونم دوستش داری...

دوستش دارم چون لیاقت دوست داشته شدن رو داره..

خدایا ..

منم میخوام بنده خوبی باشم

یه بنده ای که دوستش داری

خدا جوننننننننننننننننننننن

اول هر چی او  خواست به او بده..

بعد به من ..

 

برای همه همه چی ممنون..

دوستت دارم خدا ی مهربوونمممممممممم

 

نوشته شده توسط فاطمه در 2:38 |  لینک ثابت   •