هنوز اول راهم
دیگه اول راه نیستم...خیلی از راه رو رفتم...
چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1383
چقدر دلم گرفته
از دست خودم شاکی ام..
از دست خودم..
خسته ام..
قول میدم بعد میشکونم..
خدایا...یادمه اخرین بار همین جا قول دادم..
حقمه هر بلایی سرم بیاری..حقمه
خدایا
ولی تو تنها کسی هستی که من دارم
تنها کسی که همه دارن..
خدایا اینبار ببخش
برای بار اخر قول میدم..
خواهش میکنمت..
نمیخوام بد باشم
خدایا ..................
دلم گرفته زیاددددددددددد
فقط میخوام گریه کنم..
نمیخوام دیگه هیچ کسی رو دوست داشته باشم
نمیخوام..
دیگه هسچ کسی رو دوست نمیدارم
هیچ کسی رو..
خدایا....
نوشته شده توسط فاطمه
در 8:38 | لینک ثابت
•
