هنوز اول راهم
روزهای خدا
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386
همه چی داشتم جز
یه برادر
هیچ کس هم نتونست جای یه برادر رو برام پر کنه
نه عمویی نداشته ای
نه دایی
نه پسر عمویی
نه پسر خاله نداشته ای
نه پسر عمه ای
نه پسر دایی نداشته ای ای
هیچ کس
همسرم هم نتونست جای خالی یه برادر و برام پر کنه
و هنوز هم ...
نه بی انصافی..
یه پسر خاله مامان دارم چند وقتی شده برادرم..واقعا برادرم..
وقتی به این فکر میکنم که چرا زودتر اینو پیدا نکردم خیلی حرصم میگیره..
اونم که چند وقته فکر کنم بس که بهش گفتم پولمو بده دیگه بیچاره صداش در نمیاد...و من باز تنها موندم..منم غد تر از اون...صدام در نمیاد...
یه برادر
هیچ کس هم نتونست جای یه برادر رو برام پر کنه
نه عمویی نداشته ای
نه دایی
نه پسر عمویی
نه پسر خاله نداشته ای
نه پسر عمه ای
نه پسر دایی نداشته ای ای
هیچ کس
همسرم هم نتونست جای خالی یه برادر و برام پر کنه
و هنوز هم ...
نه بی انصافی..
یه پسر خاله مامان دارم چند وقتی شده برادرم..واقعا برادرم..
وقتی به این فکر میکنم که چرا زودتر اینو پیدا نکردم خیلی حرصم میگیره..
اونم که چند وقته فکر کنم بس که بهش گفتم پولمو بده دیگه بیچاره صداش در نمیاد...و من باز تنها موندم..منم غد تر از اون...صدام در نمیاد...
بدون برادر بودن خیلی بده..خیلی..
اه....چیه اینهمه سریال میذارن..مزخرف...من هم که انگار مجبور به دیدنش هستم...
به جای اینکه ماه رمضون یه وقت خالی بدن برای دعا و نیایش...اونوقت فیلم رو فیلم.....من وقت خالی میخوام....
نوشته شده توسط فاطمه
در 23:36 | لینک ثابت
•

