هنوز اول راهم
روزهای خدا
یکشنبه یکم مهر 1386
قسمتهای اول که فکر میکردم این پسره یه فرشته نجاته باور نمیکردم حرفاش...
میپرسیدم واقعا چنین ادمهای برگزیده ای وجود دارند؟
خیلی خیلی غیر واقعی بود برام
میپرسیدم واقعا چنین ادمهای برگزیده ای وجود دارند؟
خیلی خیلی غیر واقعی بود برام
و حالا که میبینم یه شیطونه کاملا باور میکنم...
حسش کردم..واقعا دیدم..واقعا..
خیلی از آدمها روح شیطون در وجودشون هست..یا شاید..یه جور دیگه ..
شیطون بوسیله اون آدم ما رو با خودش میبره..با حرفهای فریبنده اش...
که وقتی یه کم میگذره..فقط یه کم..با یه دقت کوچولو میشه فهمید چی میگه و منظورش چیه...
ولی اونوقته که دیگه نمیتونی خودتو از دسش خلاص کنی و شدی گردن قلاده شیطون...
هی خدا..میبینی بنده ها تو به چه روزی در آوردی..حالا هی بخند...لذت ببر...
خوش باش ما هم از خوشی تو خوشیم عزیزم...
*وآًَآ آژ NیN»ؤ أة «یإV«...چّ ک»« ]وإ Nوئةؤ NآV«...وأی ؤN« «ئ]Vّ ّ«ّ....إّ «» چّ..
َؤً ّ«ی» آئة NگV.....
نوشته شده توسط فاطمه
در 21:7 | لینک ثابت
•

