تبليغاتX
هنوز اول راهم -

جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1384

نميدونم خدا دوستم داري يا نه؟
دلم برات ..نميدونم تنگ شده يا نه..
هيچي تو مخم نيست
دلم داره ميسوزه
كاش دلم برات تنگ شده بود
كاش اشكم در ميومد براي تو..
چقدر گريه كردن لذت داره
اون موقع كه صدات ميزنم
واسه همينه كه يه وقتايي اشكمو در مياري..ميدونم..
ولي نميشه همينطوري هم بذاري صدات كنم..بذاري حست كنم؟

خدا جون ميدوني دوستت دارم..مگه نه؟
قربونت بشم من..
يه عالمه..


 چقدر ولي خداييش امروز منو حرص دادناااااا
خداييش ديگه...

 

نوشته شده توسط فاطمه در 21:39 |  لینک ثابت   •