تبليغاتX
هنوز اول راهم -

پنجشنبه سیزدهم مهر 1385

يه جوري ام

منتظرم.خسته ام.نگرانم

منتظر كي؟چي؟نميدونم

نگران كي؟چي؟هم ميدونم هم نميدونم

خسته ام..از كي؟نميدونم..از چي ؟ميدونم

 

ماه رمضون همينطوري داره ميره..داره تموم ميشه..ولي خيل يوحشتناك تر از هميشه

نماز صبحهاي من قضا ميشه

سحر هنوز بيدار نشدم

هنوز يه روز دعاي روز ماه رمضون رو نخوندم

نميدونم.يه جوري..كار خوب؟كردم؟نميدونم

هيچي نيست

خاليه

هيچي

حتي فيلم ديدنمم مسخره است

دوباره سعي ميكنم غيبت نكنم..هر چند اين يكي و هيج وقت دوست نداشتم ولي دوباره بيشتر دوري ميكنم

خدايا مواظبم باش

نوشته شده توسط فاطمه در 0:23 |  لینک ثابت   •