هنوز اول راهم
دیگه اول راه نیستم...خیلی از راه رو رفتم...
سه شنبه هفتم آذر 1385
دلم ترک برداشت
به کی شکایت بکنم؟
چسب ها همه آب خورده اند
و من در اندیشه چینی بند زن
صبح صدایش می آمد و من به او خندیدم
حالم بد نیست ..کفری ام..دلم میخواد سرش جیغ بزنم..دا د بزنم
دیشب نتونستم تحمل کنم..رفتم..
باور کردم که
تهران شب از تو دور است
تنها..سرعت..شب..
حیف که نوار روشن نبود..اصلا حال گوش دادن نبود..عجله برای رسیدن
خوبم..
نوشته شده توسط فاطمه
در 23:36 | لینک ثابت
•

