تبليغاتX
هنوز اول راهم -

شنبه نهم دی 1385

دلم صفا و مروه خواست

دلم رمی جمرات خواست

صفا و مروه رفتم..اما رمی جمرات نکردم

و ای کاش هر روز به شیطان سنگ میزدم...

 

دلم طواف کعبه خواست

وقتی داری طواف میکنی به هیچ کس و هیچ چیز فکر نمیکنی...نمیشه فکر کنی..نمیشه بغیر خدا به چیز دیگه ای فکر کنی...

وقتی صفا و مروه میری فقط به خدا فکر میکنی..به اعمالت..به افکارت..به فرداهات..به دیروزات..فقط تو هستی و خدا..

میری و میای..

وقتی خسته میشی ..وقتی میرسی..دلت میسوزه که چرا تموم شد..انگاری داشتی دنبال خدا میرفتی و برمیگشتی..

کاش هر روز صفا و مروه واقعی میرفتم..

دلم عرفات خواست..صحرای عرفات رو ندیدم..نشد که برم..

 

دلم صفا و مروه خواست..

 

امشب این نینی خیلی واسم عزیز بود..انگاری واقعا اونو به چشم یه هدیه دیدم از طرف خدا..

و واقعا یه هدیه بود که خدا بهم عطا کرد

شکرت خدا

 

 

دلم صفا و مروه خواست...

 

عید مبارک

نوشته شده توسط فاطمه در 23:51 |  لینک ثابت   •